
فیلم Reading Lolita in Tehran محصول سال 2024، روایتی ملموس و انسانی از ایستادگی فکری و زنانه در برابر موج محدودیتهای اجتماعی پس از انقلاب است. این اثر که بر اساس خاطرات پرفروش آذر نفیسی ساخته شده، با بازی درخشان گلشیفته فراهانی، داستان استادی را روایت میکند که ادبیات کلاسیک را به سنگری برای حفظ هویت دانشجویانش تبدیل میکند. لولیتاخوانی در تهران، جستجویی در دل کلمات برای یافتن معنای آزادی در روزگار آشوب و غبار است.
۴. نقد و بررسی جامع فیلم: ادبیات در برابر انسداد
داستان پرفروش و اتوبیوگرافیک آذر نفیسی، استاد ادبیات دانشگاه تهران، حالا در قالب یک درام به موقع اما تا حدی کلاسیک به سینما آمده است. فیلم «لولیتاخوانی در تهران» به کارگردانی «عران ریکلیس» (سازنده آثار تحسینشدهای چون درخت لیمو)، تلاش میکند تا شجاعت و کنجکاوی روشنفکرانه را در مواجهه با یک رژیم سرکوبگر به تصویر بکشد. اگرچه سبک فیلمسازی ریکلیس کمی محتاطانه و بر اساس الگوهای شناختهشده پیش میرود، اما برای طرفداران کتاب اصلی، تماشای این حماسه شخصی بر پرده نقرهای، تجربهای تکاندهنده خواهد بود.
از گتسبی بزرگ تا لولیتا: روایتی فصلبندی شده
فیلم با بازگشت آذر (با بازی گلشیفته فراهانی) و همسرش بیژن به ایران در سال ۱۳۵۷ آغاز میشود؛ دورانی سرشار از امید که به سرعت با محدودیتهای فزاینده جای خود را به یأس میدهد. زمانی که تدریس ادبیات انگلیسی در دانشگاه برای آذر ناممکن میشود، او تصمیم میگیرد کلاسهای خصوصیاش را در امنیتِ نسبی خانهاش برای گروهی از دختران مشتاق برگزار کند.
ساختار فیلم، درست مانند رمان، فصلبندی شده است. هر بخش با نام یکی از شاهکارهای ادبیات جهان پیوند خورده است:
- گتسبی بزرگ: در این فصل، شاهد تقابل ایدئولوژی با ادبیات در صحن دانشگاه هستیم؛ جایی که دانشجویان تندرو رمان فیتزجرالد را به محاکمه میکشند.
- لولیتا و دیزی میلر: این بخشها به دوران پس از اخراج آذر از دانشگاه میپردازد؛ جایی که جلسات خانگی به فضایی برای واکاوی دردهای مشترک و سوءاستفادههایی تبدیل میشود که زنان در زندگی شخصی و اجتماعی خود تجربه میکنند.
حضور پرقدرت بازیگران
بدون شک، نقطه قوت اصلی فیلم حضور گلشیفته فراهانی است. او با کاریزمای همیشگیاش، نقش زنی مقتدر را بازی میکند که صورتش حتی در لحظات سکوت، روایتگر دردی عمیق است. در کنار او، درخشش ستارههایی چون زر امیرابراهیمی و مینا کاوانی، به فیلم غنای مضاعفی بخشیده است. این تیم بازیگری موفق شده است تا دیالوگهایی که گاهی بیش از حد «نوشته شده» و خشک به نظر میرسند را با احساسات واقعی خود جاندار کنند.

تمها و مضامین اصلی فیلم
فیلم «لولیتاخوانی در تهران» در لایههای زیرین خود به بررسی مفهوم «ادبیات به مثابه پناهگاه» میپردازد. در این اثر، کتابها صرفاً موضوعی برای مطالعه نیستند، بلکه ابزاری برای بازپسگیری هویت فردی در جامعهای هستند که تلاش میکند همه را در یک قالب مشخص بگنجاند. مضامین اصلی فیلم حول محور تضاد میان تخیل آزاد و واقعیتِ محدود میچرخد؛ جایی که خواندن از لولیتا یا الیزابت بنت، به یک کنش سیاسی و نوعی مقاومت مدنی تبدیل میشود.
مضمون محوری دیگر، فرسایش فضای خصوصی است. فیلم به زیبایی نشان میدهد که چگونه تلاطمهای سیاسی نه تنها در خیابان، بلکه تا عمق خانهها و روابط زناشویی نفوذ میکند. ما شاهد هستیم که حتی در یک زندگی لیبرال و عاشقانه، ترس از فضای بیرونی باعث میشود که همسر آذر نسبت به معاشرتهای او حساس شود. این درام به مخاطب یادآوری میکند که در یک ساختار تمامیتخواه، «شخصیترین» مسائل نیز به ناچار «سیاسی» میشوند و حفظ کرامت انسانی، هزینهای گزاف به همراه دارد که گاهی تنها راهِ باقیمانده برای آن، هجرت و جدایی است.
جمعبندی نهایی
«لولیتاخوانی در تهران» اگرچه در کارگردانی و تدوین گاهی دچار لکنت میشود و ممکن است برخی گفتگوهای روشنفکری آن کمی مصنوعی جلوه کند، اما به دلیل سوژه ملتهب و بازیهای خیرهکننده، اثری است که نمیتوان نادیدهاش گرفت. این فیلم ستایشی است از قدرت کلمات و زنانی که حاضر نشدند اجازه دهند تخیلشان به زنجیر کشیده شود.


